نگاه برخی مسؤولان به هنر؛ آزار دهنده است جلال رحمتی، مجسمه‌ساز زنجانی:

نگاه برخی مسؤولان به هنر؛ آزار دهنده است

مجسمه سازی شاخه ای از هنرهای تجسمی است که به شکل دادن اشیا با مصالح مختلف میپردازد. در واقع هنر مجسمه سازی فرایندی است که به خلق یک پیکر سه بعدی می انجامد؛ این حجم سه بعدی تندیس، پیکره و یا مجسمه نامیده می شود. در گذشته مجسمه سازی، تراشیدن و یا حجم دهی مصالحی مانند سنگ، فلز، چوب و گل بود اما امروزه با فرایندهای گوناگون و مصالح مختلفی اجرا میگردد.
هنر مجسمه‌سازی راهی مناسب برای بیان و اشاعه فرهنگ و اندیشه انسانی است. پیکر تراشی که به انگلیسی Sculpture خوانده می‌شود،از کلمه Sculper به معنی تراشیدن مشتق شده است. در تعریف مجسمه می‌توان گفت که هر شیئی‌ که‌ قسمتی‌ از فضا را اشغال‌ می‌کند به‌ آن‌ حجم‌ یا مجسمه‌ می‌گویند. تفاوت این هنر با سایر هنرها در کاربردی‌تر بودن و برقرار کردن ارتباط راحت‌تر با آن است.

 

جلال رحمتی (زاده۱۳۵۴-زنجان) هنرمند نقاش و مجسمه‌ساز معاصر و فارغ التحصیل در رشته معماری است.
برگزاری نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی از آثارش در نگارخانه‌های تهران و دیگر شهرهای بزرگ و شرکت در دوسالانه‌های مجسمه‌سازی از جمله فعالیت‌های هنری او به شمار می‌آیند. هم‌چنین تدریس در رشته معماری سال هاست که این هنرمند را به خود مشغول کرده است. پس از مدت‌ها فرصتی دست داد تا با او به گفت وگو بنشینیم، هر چند در این بحث، صحبت به دیگر مباحث حوزه‌های هنری نیز کشیده شد.

چه چیزی باعث شد وارد حوزه هنر شوید و مسیری که در این سال‌ها طی کردید چگونه بود؟
راستش را بخواهید زمینه فعالیت هنری در خانواده ما مهیا بود نقاشی، عکاسی، فیلم سازی، کاریکاتور و نهایتا من هم به مجسمه‌سازی روی آوردم، البته به خاطر مشغله‌های زیاد برادران‌ام هیچ وقت این امکان فراهم نشد تا مرا در کارهای‌ام هدایت کنند، فعالیت هنری من از سال ۱۳۶۵ آغاز شد زمانی که دانش‌آموزی بودم در مدرسه گچ‌های مدرسه را با سوزن تراش می‌دادم و مجسمه می‌ساختم. همیشه اتفاقات زندگی طوری رقم می‌خورد که گویا قرار است در آن تغییر اساسی شکل گیرد که یکی از آن‌ها گرایش جدی به سمت هنر، معماری و طبعا تدریس در آن زمان بود که برایم رخ داد.

پیش از آن‌که به سوی هنر کشیده شوید چه تصویری از شغل آینده خود داشتید؟
هیچ وقت فکر نکردم، ولی اگر هنرمند نمی‌شدم کارگر معدن می‌شدم چون در ایران هنرمند بودن و پول در آوردن از طریق هنر کمتر از کار کردن در معدن نیست.
در کارهایتان از چه چیزی الهام میگیرید؟
هنگامی که کار با معیشت آمیخته می‌شود جلب نظر کار فرما بخش مهمی از کار محسوب می‌شود، متاسفانه هزینه‌های بالای این کار کمتر امکان تجربه را به هنرمند می‌دهد با این وجود تا جایی که امکان داشته باشد سعی می‌کنم حس و الهامات درونی خودم را در کار اجرا کنم.

هنر و مشخصا هنرهای تجسمی آیا در ایران حمایت می‌شوند؟
متاسفانه مسؤولان هنوز در خصوص اینکه جامعه به هنر نیاز دارد یا نه به اتفاق نظر نرسیده‌اند و تا زمانی که پاسخ این سوال را ندهند نمی‌توان انتظار حمایت داشت، نوع نگاه برخی مسؤولان به هنر آزار دهنده است و من اجازه نمی‌دهم هیچ مسؤولی وارد کارگاهم شود و اگر ادب اجازه می‌داد دوست داشتم بر سردر کارگاه بنویسم ورود مسؤولان ممنوع است.

برای بهتر شدن وضعیت و رسیدن هنرمندان به جایگاه واقعی‌شان چه پیشنهادی دارید؟
به نظر من وضعیت هنرمندان در ایران شبیه این است که گلوی پرنده را بگیریم و انتظار داشته باشیم بخواند. این شدنی نیست. هنرمندان اگر در فضای آزادتری باشند بدون شک آفریده‌های هنری ارزشمندتری را ارائه خواهند داد.

در کارهایتان نگاه سیاسی-اجتماعی چقدر نقش داشته؟
سعی می‌کنم کاری به مسائل سیاسی نداشته باشم و خودم باشم، به نظر من هر کس درهر جایگاه و موقعیت شغلی، کارش را به بهترین نحو انجام دهد کافی است، همین که من چند شاگرد خوب مجسمه‌ساز تربیت کنم،رسالتم را انجام داده‌ام، با زدن هشتک، کمپین و کارهایی از این قبیل نمی‌توان کسب موقعیت کرد.

تحصیلات آکادمیک چقدر می‌تواند در بهتر شدن کارها تاثیر داشته باشه؟
تحصیلات آکادمیک تشخص به هنر مجسمه‌سازی می‌دهد و عزت نفس هنرمند را با دیدگاه درست هنری همراه می کند، به نظر من برای اینکه هم چرخ هنر بچرخد و هم جریان‌ساز باشد باید به تحصیلات آکادمیک بها داده شود.

چشم انداز مجسمه سازی در زنجان را چطور می یبینید؟
متاسفانه باید گفت هنر و هنرمند در زنجان مهجور است، برای کسی مهم نیست که چشم آدم‌ها در خیابان چه می‌بیند یا دیوارهای شهرمان زیبا باشد یا نه!، دغدغه هنری در میان مسوولان وجود ندارد و باید دغدغه تربیت چشم و گوش در میان مسوولان هنری ایجاد شود تا بتوانیم تصویری روشن برای آینده این هنر متصور شویم. نمونه آن پروژه‌های شهرداری است که گاه با لابی‌گری سعی می‌کنند کارها را به پرسنل خود واگذار کنند و خروجی کار تندیس‌ها و سردیس‌های نازیبایی است که نه‌تنها ارزش هنری ندارد بلکه بسیار نازل بی‌کیفیت در سطح شهر نصب شده است.
به نظر شما انجام کار و قبول سفارش توسط هنرجویان مجسمه‌سازی که در ابتدای راه هستند عامل بسیاری از این نابسامانی بصری در طراحی المان‌های شهری می‌تواند باشد؟
هر کس حق دارد وارد حوزه کار شود و ما نمی‌توانیم سلیقه‌ای برخورد کنیم مشکل، ورود آماتورها نیست باید جایگاه‌ها مشخص شود و پذیرش کار بد از جانب کارفرما نباشد، که متاسفانه این پذیرش ها زیاد است.

استقبال از این هنر را در زنجان چطور می بینید؟
ما هنرمندان بسیار خوبی در زنجان داریم. طراحان و مجسمه‌سازان مطرحی که زنجانی هستند ولی دوست ندارند در زنجان کار کنند. با برپایی محافل هنری می‌توانیم این‌ها را دور هم جمع کنیم در حالی که همین محافل محلی می‌شود برای ایجاد تفرقه و سرکوب و در نهایت دور شدن و به انزوا کشیدن هنرمند.

کدام یک از کارهای خود را به عنوان نمونه یک اثر ماندگار و موفق می‌دانید؟
یکی از این کارهایی که بسیار مورد توجه قرار گرفت، مجسمه بزرگ غزال نصب شده در مجموعه تفریحی گاوازنگ است، این اثر با ارتفاع۲۱ متر یک غزال از جنس فولاد است که بدنه این کار، برگرفته از نقوش ایرانی و المان‌هایی از مناطق مختلف کشور است.

سوال بعدی من در خصوص مجسمه سازی و جامعه است، باتوجه به این که به خاطر شرایط اجتماعی در گذشته گسستی بین مجسمه‌سازی و جامعه به وجود آمده، فکر می‌کنید چه هنگام ممکن است پیوند دوباره میان مجسمه و جامعه برقرار شود؟
نیاز به زمان دارد، ولی باید بگویم که این پیوند در حال حاضر بهتر شده و هنرمندان زیادی در این عرصه وارد شده‌اند و بر این اساس می‌توان گفت مجسمه سازی در ایران رو به رشد و بالندگی است و مخاطبان زیادی یافته است. تمام این حرکت‌ها نشان از امید دارد و اینکه مجسمه‌سازی توانسته جایگاه خود را در جامعه پیدا کند.

دلیل استفاده از نقوش دوره ایلخانی و سلجوقیه در کارهایتان چیست؟
با توجه به اینکه شاهکار هنری در ایران مربوط به دوران ایلخانی و سلجوقیه است صلابت و قدرتی در طرح‌های این دوره را شاهد هستیم که رو به فراموشی است و من سعی می‌کنم، با آگاهی از این موضوع بیشتر از این نقوش استفاده کنم.

متاسفانه مدتی است در زنجان کمتر کارهای جلال رحمتی را شاهد هستیم دلیلش چیست؟
در این شهر هنرمند مطرح و مدیر خوب جایگاهی ندارد و همه این‌ها به خاطر تنگ نظری‌هایی است که در استان وجود دارد، بنابراین من هم سعی می‌کنم در جایی که قدر نمی‌دانند با فاصله گرفتن کار خودم را انجام دهم که تنها راه رسید به آرامش است.