کوهنوردی؛ صعود عاشقانه با سرود طبیعت
ندای شهروند آنلاین- برای آنهایی که کوهها را از پشت شیشهها تماشا میکنند درک اینکه بالارفتن از این قلهها جادویی اعجابانگیز است، باورکردنی نیست.
صعود و فرود، موفقیت و شکست، سختی و سهولت، اینها در کلام شاید واژهای متناقضی باشند اما در کوهنوردی دو روی سکه جدال با صخرههای غولآسای بیتحرک هستند.
هوس بالا رفتن و رسیدن به بالاترین، نزد همه انسانها وجود دارد برخی این بالا رفتن را در زندگی مادی میبینند و برخی نیز در صعود به قلههای بلند.
کوهنوردی به عنوان ورزشی جذاب اینروزها علاقهمندان فراوانی پیدا کرده است. ورزشی که شاید در ظاهر رقابت مستقیمی با حریف به مانند ورزرشهای دیگر نداشته باشد اما رقابت با سنگها و صخرهها آنقدر این ورزش را جذاب کرده که بسیاری روزهای هفته را برای رسیدن به جمعه و بالا رفتن از قله میشمارند.
محمدرضا طاهریان یکی از این عاشقان صعود است.
قصه آشنایی ما با این کوهنورد از عکسهای اینستاگرامی آغاز شد. جایی که او هر روز عکسهای مختلفی از کوهپیماییها و کوهنوردیهای خود منتشر میکرد.
عکسهای محمدرضا در کوهستان آنقدر عاشقانه آپلود میشدند که میشد «عشق» را در پشت هر «کپشن» او دید. همین آشنایی کوتاه، مقدمهای شد بر مصاحبه کوتاه که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم.
از چه زمانی و چگونه به دنیای کوهنوردی روی آوردید؟
من تقریبا از زمان مدرسه راهنمایی زمانی که حدودا ۱۳ ساله بودم به کوه علاقمند شدم و آن موقع ها یادم است روزهای جمعه با دوستانم از دروازه ارک سمت روستای همایون و از آنجا به آبشاری که الان زیر سد تهم مونده و به شارشار معروف بود، کلی اونجا تفریح میکردیم و عصر دوباره همون راه رو برمی گشتیم. راه گاوازنگ مثل الان آسفالت نبود و تقریبا از انتهای سعدی شمالی که پادگان بن بست اش کرده بود پیاده راه میافتادیم و میرفتیم ائل داغی یا سنبله یا چله خانا و یا آیی قیه سی. این علاقه به کوهنوردی از همون دوران در من پرورش پیدا کرد و رفته رفته بیشتر شد تا جایی که به یک عادت تبدیل شد و الان دیگه به قول ادموند هیلاری که از بزرگان کوهنوردی است «کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است».
کوهنوردی چه سختیهایی دارد؟
کوهنوردی از جمله ورزشهایی است که هزینههای بالای دارد، هم مالی و هم جانی، ولی وقتی عاشقاش شدی هر دو دیگر بی اهمیت میشوند و حاضری بابتاش هی پول خرج کنی، وقتی یه کوهنورد یک لباس یا وسیله جدیدی میخره لذت خاصی براش داره و هی بهش نگاه میکنه و لحظه شماری میکنه که در برنامهها ازش استفاده کنه، از لحاظ جسمی هم این ورزش خطراتی داره که با تمرین و کسب تجربه و رعایت ایمنی لازم مسلما این خطرات به حداقل خودشون میرسند.
آیا کوهنوردی ورزش سخت و خطرناکی است؟
کوهنورد هر چقدر هم باتجربه و حرفه ای باشه هیچگاه نباید مغرور بشه و ایمنی رو دست کم بگیره و به قول عظیم قیچی ساز کوهنورد بزرگ ترک کشورمون که تونسته هر ۱۴ قله ۸۰۰۰ متری جهان رو فتح کنه ، هیچ قله ای و هیچ صعودی ارزش از دست دادن حتی یک بند انگشت رو هم نداره .
هدف کوهنورد از کوهنوردی چیست؟
در کوهنوردی هر کسی دنیال یه هدفی هست ، بعضیها به این ورزش فقط جهت کسب سلامتی و تقویت آمادگی بدنی نگاه میکنن ، بعضیها دنبال افزایش استقامت بدنی و تجربه شرایط سخت زندگی هستند ، بعضیها به دنبال افزایش دوستیها ، بعضیها طبیعت گردی و لذت بردن از زیباییهای طبیعت ، بعضیها به دنبال شکستن رکوردهای جدید وووو…… ولی هرچه هست در این وادی آدمی یاد میگیرد به همنوع خود کمک کند ، فارغ از هرنوع رقابت و مسابقه ای . اصولا لذت این ورزش به ارتقا سطح مشارکت و نوع دوستی انسان است که وقتی با همنوردان خود قله ای را فتح می کند یک حس لذت سرشاری به او دست می دهد . هم به جهت اینکه تلاش سختی در طی این مسیر و غلبه بر سختیها و صعوبت مسیر داشته و هم از جهت اینکه با دوستانش بوده و از ایشان کمک گرفته یا به ایشان کمک نموده است.
کدام قلهها را فتح کردهاید؟
من در طول این سالهایی که کوهنوردی کرده ام (حدود ۳۵ سال) تقریبا به اکثر قلههای ایران را صعود کردهام، بعضیها را یکبار و بعضیها مانند سبلان و سهند و دماوند و الوند و توچال را چندین بار. از کوههای خارجی، آرارات در ترکیه، آراگاتس در ارمنستان و شاه داغی در باکو را صعود کردهام . علاقمندم توان خودم را در صعود به قلههای ۶ هزاری و ۷ هزاری امتحان کنم ولی چون هزینه صعود به این قلل در حال حاضر بسیار بالاست شاید این آرزو تا مدتها دست یافتنی باشد.
درحال حاضر از تمرینات سرعتی مستمری که به سنبله دارم بسیار لذت میبرم و آرزو دارم بتونم زمان صعودم به قله رو از پایین کوه تا سنگ چین بالای قله به زیر ۱۰ دقیقه برسونم .
مشخصههای اخلاقی و حرفهای یک کوهنورد چگونه است؟
وقتی کوهنورد باشی ، ناخودآگاه زندگی را ساده میگیری انگار همه چی برات ساده میشن ، ساده میپوشی ، ساده میخوری ، چون عادت میکنی در شرایط سخت و دور از محیط گرم خانه به سر ببری این شرایط برات کم کم نهادینه میشه، عادت میکنی انسانها رو دوست داشته باشی، عاشق کوهستان باشی و عاشق طبیعت و اینکه از چیزهای کوچک لذت ببری.
از نغمه پرندگان ، رقص ابرها ، گردش مه ، بارش باران ، وزش باد ، دلربایی رنگین کمان و حتی بوران سخت به وجد میایی و دوست داری همیشه این صحنه ها رو ببینی . یک کوهنورد همیشه در انتظاره . در انتظاره که آخر هفته بشه و بزنه به کوه و دشت و طبیعت .
البته در زنجان وجود کوههای شمالی مانند سنبله و آییقیهسی نعمت بسیار بزرگیه برای علاقمندان این ورزش که براحتی و با صرف وقت کم بتونن تمرینات مستمر خودشون رو انجام بدن . من همیشه به دوستانم سفارش میکنم تمرینات مستمر رو داشته باشن و همینطور در تمرینات با حداکثر توان و سرعت و شدت بالا تمرین کنن تا سطح آمادگی بدنیشون رو بالا نگه دارند . چون همونطوریکه مستحضرید چربی سوزی در بدن هنگامی اتفاق میافته که ضربان قلب شما بالا بره و این بالا بودن ضربان قلب بیشتر از ۲۰ دقیقه طول بکشه ، ولی متاسفانه چون برخی از کوهنوردان با لحاظ اینکه نباید در کوهستان سریع حرکت کرد ضربان قلبشون رو بالا نمی برند و چون فکر میکنند که به لحاظ ورزش کردن میتوانند هرچقدر که دوست دارن بخورن، متاسفانه شکم دارن، و این برای زانوهای یک کوهنورد آفت بزرگیه.
کدام صعود برایتان خاطره انگیز تر است؟
خاطره انگیزترین صعودم صعود اولین بارم به قله دماوند بود که با سختیهای فراوانی همراه بود ولی وقتی به قله رسیدم حدود نیم ساعت فقط گریه شوق کردم و از دوستم اصغر محمدی که منو تو اون صعود همراهی کرد تشکر فراوان دارم همیشه .
به امید آنکه فتح قلل کوهستان ، زمینه ساز فتح قلل انسانیت برای همه کوهنوردان باشه و از این رشته انسان ساز درسهای زندگی و آدمیت و کمک به همنوع و نوع دوستی گرفته بشه، به امید آن روز
سخن پایانی؟
سر پیری اگر معرکه ای هست ، تو را باز تورا باز تو را میخواهم ….
گفتگو از فائزه تقیلو



